پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
194
پژوهشى پيرامون شهداى كربلا ( فارسي )
شمار ياران امام على عليه السلام نيز آوردهاند . « 1 » وى پيش از آغاز جنگ در روز عاشورا با شَبيب ، از كوفه به كربلا آمد و به امام حسين عليه السلام پيوست . هنگامى كه بسيارى از اصحاب كشته شده بودند و سپاه كوفه به خيمهگاه اباعبداللَّه عليه السلام نزديك مىشد ، سيف با پسرعمو و برادر مادرىاش ، مالك بن عبد بن سُرَيْع جابرى با چشم اشكبار خدمت امام حسين عليه السلام آمد و اجازهء ميدان گرفت . امام عليه السلام فرمود : اى برادرزادگانم چرا مىگرييد ؟ اميدوارم به زودى از فرط شادى ديدگانتان روشن شود . گفتند : سوگند به خدا برخود نمىگرييم . بلكه گريه ما براى شما است كه دشمن شما را محاصره كرده و ما جز جان ، چيزى كه در راه شما تقديم كنيم نداريم . امام عليه السلام بر ايشان دعاى خير كرد و فرمود : اى پسران برادر ! براى علاقه و همدردىتان ، بهترين پاداش پرهيزكاران نصيبتان باد . در اين حال حنظلة بن سعد به ميدان رفت و دشمن را موعظه كرد و در حال نبرد به فيض شهادت نايل گرديد . سيف و مالك در حالى كه متوجه امام عليه السلام بودند به سرعت به سوى دشمن رفته و خطاب به امام عليه السلام گفتند : اى پسر رسول خدا درود و رحمت الهى بر تو باد ! امام عليه السلام فرمود : بر شما نيز درود و رحمت الهى باد ! آنگاه هر دو با مواظبت از يكديگر جنگيدند و به درجهء رفيع شهادت نايل گشتند . « 2 » در زيارت رجبيّه از سيف چنين ياد شده است : « السلام على سيف بن الحارث » « 3 » سيف بن حرث سيف بن حارث جابرى سيف بن عبداللَّه سيف بن مالك عبدى
--> ( 1 ) . الاشتقاق ، ص 420 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 443 ؛ ياران پايدار ، ص 80 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 443 ، دارالمعارف ؛ مثيرالاحزان ، ص 66 ؛ ابصارالعين ، ص 132 ، - 133 ، مركز الدراسات الاسلامية لحرس الثورة ؛ مقتل الحسين عليه السلام ، مقرم ، ص 239 ، منشورات شريف رضى ؛ اعيان الشيعه ، ج 7 ، ص 325 ؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 78 ؛ بحارالانوار ، ج 45 ، ص 31 . ( 3 ) . اقبال الاعمال ، ج 3 ، ص 345 .